آخرين بهروزرساني: ۲۰/۰۹/۱۳۸۷ امروز: شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۹

شما چه مي‌گوييد؟

در سال ۸۷ هم زمستاني سرد و خشک پيش رو خواهيم داشت.

موافقم.
مخالفم.

آرشيو

با ما باشيد


براي آگاهي از تازه‌ترين اخبار و مقاله‌ها، عضو سايت باشگاه آينده پژوهان جوان شويد.

نام و نام خانوادگي:
آدرس پست الكترونيك:


 

جستجو در سایت :

در :

نسخه قابل چاپ
باشگاه آينده پژوهان جوان - پينوکيوي اسپيلبرگ

آينده‌اي متفاوت از حضور ربات‌ها
پينوکيوي اسپيلبرگ



نويسنده: فاطمه عرفاني


هوش مصنوعي، ساخته‌ي استيون اسپيلبرگ، محصول سال ۲۰۰۱ و چهلمين اثر اين کارگردان است. داستان اين فيلم، مربوط است به سال‌ها بعد. زماني که روبات‌ها براي اهداف مختلف طراحي مي‌شوند و به توليد انبوه مي‌رسند. در اين ميان، شرکتي معروف از طراحان روبات، تصميم مي‌گيرد روباتي طراحي کند که بتواند نقش کودک را براي يک خانواده بازي کند. روباتي که مي‌تواند به پدر و مادر خود وابسته شود و آن‌ها را دوست داشته باشد. حاصل بيست ماه تلاش دانشمندان شرکت، ديويد است. اولين نمونه‌ي هوشمندي که قرار است محبت و عشق را تجربه کند.
ديويد به خانواده‌اي سپرده مي‌شود که در حال از دست دادن مارتين، تنها فرزند خود هستند. به‌رغم مخالفت‌هاي شديد مادر از حضور اين روبات در جمع خانواده، ديويد خيلي زود جاي خود را در خانواده پيدا مي کند. مادر و پدر تصميم مي‌گيرند او را به فرزندي قبول کنند. اما پس از مدت کوتاهي، حال مارتين بهتر مي‌شود و به خانه باز مي‌گردد. از همين‌جاست که جدال شروع مي شود.
ديويد تنها به دنبال جلب محبت مادر است. ماموريت او عشق به مادر است و چيزي جز اين نمي‌شناسد. اما مارتين، حضور اين انسان‌نما را که مي‌خواهد جاي او را براي پدر و مادر پر کند، برنمي‌تابد و سعي مي‌کند او را از زندگي‌شان بيرون کند. نتيجه‌ي اين تلاش، اخراج ديويد از خانه است. اما ديويد تنها براي عشق به مادر طراحي شده، بنابراين تمام تلاشش را مي کند تا دوباره ماموريت‌اش را از سر بگيرد. او به راه مي افتد تا فرشته‌ي آبي داستان پينوکيو را پيدا کند تا او را تبديل به يک پسر واقعي کند. او به دنبال تلاشش براي پيدا کردن فرشته، به يک خواب ۲۰۰۰ ساله فرو مي‌رود...


 

آغاز قصه مثل هميشه است: اگر روبات‌ها آن‌قدر پيشرفت کنند که ويژگي‌هاي انساني مثل تفکر، محبت، عشق و ... را داشته باشند، چه اتفاقي مي‌افتد؟ زندگي انسان‌ها چه تغييري مي‌کند؟ چه تفاوت‌هايي در جامعه‌ي انساني حاصل مي شود؟...
اما اين دفعه يک تفاوت اساسي در گره داستان وجود دارد که حساب قصه را از موارد مشابه‌اش به کلي جدا مي‌کند. ظاهراً در اين فيلم، بر خلاف هميشه هيچ کس نگران انسان‌ها نيست! در واقع، چيزي که بيشتر مايه‌ي نگراني نويسنده و کارگردان بوده، سرنوشت روبات‌هاست، و نه انسان‌ها!
سوالي که فيلم دنبال جواب آن مي‌گردد، اين است که اگر روزي انسان روباتي بسازد که بتواند به او عشق بورزد، مسئوليت انسان در برابر اين عشق چيست؟ آيا انسان موظف به پاسخ‌گويي در برابر اين محبت است، يا با عشق روبات هم ـ که در واقع پاره‌اي از روح انساني است ـ مثل تمام ماموريت‌هاي ديگر يک روبات برخورد مي‌شود و بايد بعد از تمام‌شدن ماموريت آن را بازيافت کرد و به دنبال نمونه‌هاي پيشرفته‌تر و به‌روزتر بود؟!
آيا بايد براي اين ماشين‌هايي که عاطفه دارند، حق و حقوقي در جامعه‌ي در نظر گرفت؟ آيا انسان در برابر تکه‌هايي از روح و خيال و آرزوهاي خود که در روبات‌ها به جا مي‌گذارد، مسئول است؟...
جواب ضمني‌اي که فيلم به اين سوال اساسي مي‌دهد، شايد کمي به دور از انصاف يا تصور باشد. اسپيلبرگ آينده‌ي جهان را در دست روبات‌ها مي‌بيند؛ و البته نه روبات‌هايي  در خدمت انسان! در واقع، فيلم در نهايت روبات‌ها را وارث انسان‌ها مي‌داند. آن‌ها در آينده‌اي دور و پس از از بين رفتن انسان‌ها در يخ‌بندان بزرگ کره‌ي زمين، زمام امور را به دست مي‌گيرند و حتي تلاش مي کنند که انسان‌ها را دوباره از تاريکي عدم‌شان به حيات زميني برگردانند.
آن‌ها برخلاف انسان‌ها به حقوق  همه احترام مي‌گذارند و اجداد انساني خود را ستايش مي‌کنند. حتي خوشحالي يک روبات نسل قديم براي آن‌ها بسيار مهم است و به عشق و محبت بسيار بيشتر  از انسان ها احترام مي‌گذارند!
به نظر مي‌رسد اسپيلبرگ در پايان فيلم تلاش کرده اين هشدار را به انسان‌ها بدهد که در برابر مخلوقي که مي تواند بيش از ۲۰۰۰ سال زنده بماند و جانشين او در کره‌ي خاکي شود، بسيار ناتوان است و بهتر است حواسش را بيشتر جمع کند و از همين حالا به فکر رعايت حقوق اين موجودات باشد!


 

نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي باشگاه و با اشاره به مشخصات كامل مقاله بلامانع است.




 


 

چه خبر از آينده ؟

افزايش بازار سرگرمي تلفن همراه تا سال 2011

------------------------------------

ساخت نسخه‌ي مكانيكي انسان تا 10 سال ديگر

------------------------------------

آيينه‌اي سحرآميز براي ديدن آينده!

------------------------------------

زندگي تو، اندازه‌ي يك حبه قند

------------------------------------

بار ديگر، جنگلي که دوست مي‌داشتيم!

------------------------------------

تلفن‌هاي همراه بعد از اين چه ژانگولرهايي در مي‌آورند؟

------------------------------------

بيماري‌هاي غير واگير، به جاي بيماري‌هاي واگير به جان مردم افتاده‌اند!

------------------------------------

گونه‌هاي بومي گياهي کشور رو به نابودي مي‌روند

------------------------------------

بنيانگذار شبکه‌ي جهاني، نگران آينده‌ي آن

------------------------------------

سقف توليد دي‌اکسيدکربن براي خودروها

------------------------------------

انسان‌ها به دو زيرگونه بدل مي‌شوند‍!

------------------------------------

نانوغذاهاي ايمن و بي‌خطر

------------------------------------

اژدهاي زرد و يك رقم نجومي ديگر!

------------------------------------

يک نقشه‌ي ژن، لطفاْ!

------------------------------------

چين، بزرگ‌ترين اقتصاد دنيا تا سال 2050

------------------------------------

جواني، كجايي كه يادت بخير!

------------------------------------

صندلي حرف‌گوش‌كن

------------------------------------

مغز ما تا هزار ‬سال ديگر

آرشيو

گفته‌اند ...


به پيامدها بينديش تا در بحران‌ها گرفتار نيايي!

اميرالمومنين علي (ع)

آرشيو

لينك به باشگاه

دريافت كد لينك

پيوندها

انديشكده صنعت و فناوري

------------------------------------

انديشكده كاوشگران آينده

------------------------------------

باشگاه انديشه

------------------------------------

بنياد توسعه فردا

------------------------------------

سايت آينده‌نگاري ايران

------------------------------------

انديشگاه شريف

------------------------------------

ايده‌بازار

------------------------------------

پايگاه اطلاع‌رساني طرح علم و دين

ساير پيوندها

 

صفحه‌ي اصلي   |   درباره‌ي ما   |   ارتباط با ما

۱۳۸۵© باشگاه آينده پژوهان جوان
كليه‌ي حقوق اين سايت متعلق به باشگاه آينده پژوهان جوان مي‌باشد.
طراحي سايت: آذرتاش پويا